دخترم: مدام در فکر بهسازی آخرت و سعادت دنیا باش در همه حال به خدا توکل کن و در همه مهمات به او توکل داشته باش و فراموش نکن به هرکاری مشغولی نماز اول وقت را از دست مده و اگر خدای نکرده نمازت قضا شد در اولین وقت آنرا به جای آورو جبران کن.
دخترم: در هر جا و مکانی دانش آموز باش و از پر گویی بپرهیز و بیشتر خود را به شنیدن علاقه مند کن تا گفتن و آنچه را که در روز یاد می گیری در شب مرورکن.
دخترم : با قرآن مانوس شو و اگر توانایی داری آن را حفظ کن و اگر ممکن نیست هر آنچه را که در توان داری از بر کن البته به شرط عمل.
دختر عزیزم: بکوش تا امروزت بهتر از دیروز گردد و فردایت به از امروز و تلاش نما تا درهر آن و ووقت و لحظه و ساعت و روز وسال تکامل پیدا کنی.
دختر خوبم: تنها نقل کننده و روایت گر دیگران مباش و خودت را صاحبنظر گردان اما هرگز پا را از مدار تقوا خارج مکن که دانای بی تقوا مانند باغ بی آب است.
دختر گلم : فراموش مکن که باید در برابر آزار دیگران بردبار و صبور و مقاوم باشی و از خشم بپرهیزی و به خدا تمسک جویی که شیطان هر لحظه و هر مرتبه در کمین است.
دختر من: تا می توانی از خدای تبارک و تعالی طلب استغفار کن خصوصا ذکر(اللهم اغفر للمومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات) و همچنین مداومت سوره قدر و توحید.
دختر عزیزم : اوقات عمر را پاس بدار و مبادا که لحظه ای عمر خود را ضایع کنی و به خسران گرفتار آیی .و هنگامی که کاری نداری و فراغت حال پیدا میکنی به ذکر خدا مشغول باش زیرا یاد خدا در هر حال برابر اعمال صالح و شایسته است و هنگامی که آماده نیایش بامعبود می شوی درون سینه را از وسوسه ها و دل مشغولیهای دنیا بپیرای و در هر حال از خداوند مهربان شرم داشته باش.
دخترم : در هر شب و روز از نفس خویش حساب بکش زیرا اگر نفس را رها نمایی مهار گسیخته می شود و اگر مقید کنی رام گردد.
دخترم : کلماتی را که در روز قیامت تو را مفید افتد و ثبت آنها در نامه عملت مایه خرسندی تو گردد بگو!
دختر مهربانم: بر خواندن ادعیه مواظبت کن و با زاری و تضرع بخوان و در دعاهایت برادران و خواهران دینی خویش را فراموش مکن و هر گاه عقیده فردی را درست یافتی کینه او را در دل مگیر یعنی نباید نقص و عیب یکی از برادران و خواهران دینی باعث انکار مراتب و کمالات دیگر او شود و چنان باش که کسی را پایین تر از خویش ندانی زیرا به گناهان خود واقفی و بی پایگی توجیهات خود را می شناسی ولی از درون و باطن دیگری آگاه نیستی و فرجام کار بندگان بر تو پوشیده است و چه بسا گناهکاری نیک فرجام شود و مطیعی بد عاقبت!
دخترم : غنیمت شمار جوانی را قبل از پیری و سلامت را قبل از مریضی و توانایی بدن را قبل از ناتوانی و توانگری را قبل از فقر و تهیدستی و فراغت را قبل از مشغول شدن و زندگی ات را قبل از آمدن مرگ. پس ای دلبندم قدر عمرت را بدان و آن را در جایی که سزاوار است بکار بر و چونان کرم ابریشم مباش که در هلاکت خود کوشش می نماید.
دلبندم : خوش خلقی را فراموش مکن که همه و من آثار عجیبه ای از آن دریافت نموده ایم و به فرموده رسول اکرم(ص) : مال شما به همه مردم نمی رسد پس با اخلاق خود همه را خرسند کنید.و به همین اندازه از بد خلقی دوری کن خصوصا با والدین و اهل و عیال و فامیل و یتیمان و فقرا.
دخترم: علاقه و دوستی دنیا را از قلبت بیرون آور و راه بیرون نمودن حب و علاقه دنیا از قلبت این است که فکر کنی که اگر دنیا خوب و نیکو بود کاملترین عقلا که همانا انبیا که درود خدا بر آنها باد و ائمه و بزرگان و...... آن را اختیار می کردند و از آن فرار نمی کردند چنان که ما از شیر فرار میکنیم.
دخترم : بر تو باد میانه روی در همه کارهایت چرا که میانه روی پایانش ستایش شده و نتیجه اش پسندیده شده است.
در دلـــــــم بــــــــود كه آدم شوم؛ امّا نشدم بــــىخبر از همه عالم شوم؛ امّا نشدم
بـــــــر درِ پيــــــرِ خــــــرابــــات نهم روى نياز تا بــه اين طايفه محرم شوم؛ امّا نشدم
هجرت از خويش كنم، خانه به محبوب دهم تا بـــه اسمـــــاء معلّم شوم؛ امّا نشدم
از كف دوست بنوشم همه شب باده عشق رستــــه از كوثر و زمزم شوم؛ امّا نشدم
فــــــــــارغ از خـويشتن و واله رخسار حبيب همچنــــان روح مجسم شوم؛ امّا نشدم
سر و پا گوش شوم، پاى به سر هوش شوم كـــــز دَم گرم تو مُلهَم شوم؛ امّا نشدم
از صفــــــا راه بيابــــــم به ســــــــوى دار فنا در وفــــا يــــــار مسلّم شوم؛ امّا نشدم
خواستم بر كنم از كعبه دل، هر چه بت است تــــا بــــرِ دوست مكرّم شوم؛ امّا نشدم
آرزوهــــا همـــــه در گور شد اى نفس خبيث در دلــــم بــــود كـه آدم شوم؛ امّا نشدم
دخترم : بدان و آگاه باش که که هستی و چه هستی و از کجا آمده ای و به کجا خواهی رفت.
به اجدادت بنگر که که بودند و چه کردند و به دنبال چه بودند و برای چه چيزی از همه چيز خود گذشتند!
دخترم: بدان که چون وظيفه پدر بر فرزند در وهله اول انتخاب نام نيک است من نيز از اين بابت
کوتاهی ننموده و حقيقتا زيبا ترين و کامل ترين اسم در دنيا و آخرت را برای تو انتخاب نموده ا م
آری زهرا ! نام مادرت که خانم و بی بی دنيا و آخرت است .پس بکوش که تا هستی زهرايی شوی و زهرايی بمانی که در اين راه مادرت زهرا (ع) يار و ياورت باد.
دخترم : هميشه به دنبال نور باش اما اين را هم بدان تا تاريکی نباشد نور را معنايی نخواهد بود و تا هستی در فکر مردم ستمديده باش و يار و ياور مظلومان ولو به لقمه نانی يا به بيانی!
زهرا جان : دنيا امان ندارد و وقت برای هر کسی تنگ است پس بکوش تا به دنبال کسب معارف باشی که البته اين معرفت خواهد بود که جاويد است و ماندنی .
دخترم: تو مکلفی که به جمالت اهميت دهی اما آگاه باش که تا کمال نباشد جمال ارزشی نخواهد داشت و چه بسيار با جمالانی که قدر و شان خود ندانسته و چنان کرده اند که زمين از
آنان ننگش می آيد.

به تو دل بستم و غير تو كسى نيست مرا جُز تو اى جان جــــهان، دادرسى نيست مرا
عاشق روى تــوام، اى گل بى مثل و مثال به خدا، غير تو هــرگز هــــوسى نيست مرا
بـــا تو هستم، ز تو هرگز نشدم دور؛ ولى چه توان كرد كه بانگ جــــرسى نيست مرا
پــــرده از روى بينداز، به جان تـــــو قســم غيـــر ديــــدار رخت مـــلتمسى نيست مرا
گر نباشى بـــرم، اى پـــردگى هرجـــــايى ارزش قدس چـــو بـــال مگسى نيست مرا
مــــده از جنت و از حــــــور و قصورم خبرى جز رخ دوست نظر سوى كسى نيست مرا
دختر عزیز تراز جانم:
چون دنیا وقتش اندک است و زود بگذرد می بایست از تجربیات خوبان خدا استفاده نمایی و خصوصا در الگو گرفتن و دوست یابی که من شمه ای کوتاه برایت می نویسم امیدوارم کفاف نماید.
بعضی آدمها جلد زرکوب دارند و بعضی جلد ضخیم و بعضی جلد نازک و بعضی اصلا جلد ندارندِِ بعضی آدمها با کاغذ کاهی نامرغوب چاپ می شوند و بعضی با کاغذ عالی و بعضی آدمها ترجمه شده اند و بعضی تفسیر می شوند.
دختر خوبم: دقت کن که بعضی از آدمها تجدید چاپ می شوند و بعضی فتوکپی آدمهای دیگرند
عزیزتر از جانم:
بعضی از آدمها دارای صفحات سیاه و سفید هستند بعضی دیگر صفحات رنگی و جذابی دارند و بعضی دیگر قیمت پشت جلد دارند و بعضی دیگر با چند درصد تخفیف بفروش می رسند و برخی دیگر پس از فروش پس گرفته نمی شوند.
دختر مهربانم:
بعضی از آدمها را باید جلد گرفت و بعضی دیگر را می شود در جیب گذاشت و بعضی را داخل کیف .
زهرا جان:
بعضی انسانها نمایشنامه هستند و در چند پرده نوشته و اجرا می شوند و بعضی دیگر فقط جدول سرگرمی هستند و بعضی هم معلومات عمومی هستند
زهرای من:
بعضی از آدمها خط خوردگی و خط زدگی فراوان دارند و عده ای دیگر غلط چاپی فراوان با بعضی از آدمها می توان مشق نوشت و از بعضی دیگر می توان جریمه نگاشت بعضی از آدمها را باید چند بار خواند تا معنی آنها را فهمید و بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت.
امیدوارم که مطلب رسیده باشد که :
اگر در خانه کس است یک حرف بس است.
عيب از ما است، اگر دوست ز ما مستور است ديده بگشاى كـــــه بينى همــه عالم طور است
لاف كـــم زن كـــــــــه نبيند رخ خـورشيد جهان چشــم خفــاش كـــــه از ديدن نــورى كور است
يــــــــــا رب، ايــن پرده پندار كه در ديده ماست بـــاز كن تــــا كــــه ببينم همــــه عالم نور است
كــــــــــاش در حلقه رندان خبرى بود ز دوست سخن آنجا نه ز "ناصر" بــــــود از "منصـور" است
واى اگـــــر پــــــــرده ز اســــرار بيفتــــــد روزى فاش گردد كه چه در خرقــــه اين مهجــــور است
چــــــه كنــــــــم تا به سر كوى توام راه دهند؟ كاين سفر توشه همىخواهــد و اين ره دور است
وادى عشق كه بى هوشى و سرگردانى است مــــــدعى در طلبش بـــــوالهوس و مغــرور است
لـــب فرو بست هر آن كس رخ چون ماهش ديد آنكــــه مـــــدحت كنـد از گفته خود مسرور است
وقت آن است كــــــــه بنشينم و دم در نـــــزنم به همــــه كــون و مكان مدحت او مسطور است
عـــاشق دوست ز رنـــــگش پيداست بيدلــــــــــى از دل تنگـــش پيداست
نتــــــــــوان نــــــرم نمودش به سخن ايــــن سخن، از دل سنگش پيداست
از در صلح بــــــــــرون نـــــايد دوست ديگـــــــر امـــــروز، ز جنگش پيداست
مَى زده است، از رُخ سرخش پرسيد مستـــى از چشم قشنگش پيداست
يار، امشب پى عاشق كشى است مـــــن نگويـــــــم؛ ز خَدَنگش پيداست
رازِ عشـــــق تــــــــو نگــويد "هندى" چـــه كنـــــم من كه ز رنگش پيداست
دختر عزیز تر از جان بابا:
امید اینکه ایام به کام باشد و هر روزت بهتر از دیروز بوده و دائما در پی ترقی و کمال گام برداری عرایضم را به عنوان المامورا معذور خدمت شما ارسال می نمایم امیدوارم که مورد قبول واقع افتد.
دختر خوبم: مگر نشنیده ای که همانا که زندگی دنیا بازیچه و سرگرمی است و اینکه دنیا دریایی ژرف است که بیشتر مردم در آن غرق گشته اند و من نیز از روی تحقیق عرض می کنم ما نیز از آنها هستیم و اگر بخواهی عمق در یای حکمتش را بفهمی در حقیقت بحر عمیق فکر نما ببین چقدر از جواهر و حکمت در این صندوق کوچک برای متفکرین به عنوان هدیه درج نموده است.
دختر عزیزم : همینقدر بدان که در یا نهنگ دارد ....ماهی دارد و جانورهای عجیبه آن بسیارو مهالک غریبه آن بیشمار است....جزار هولناکش زهره شیران را آب و کوه های سهمناکش چه بسیار مردمان را نایاب نموده است اصل و میدان این دریا از ظلمات جهل ناشی شده و در اراضی قلوب اهل غفلت جا دارد ....امواج آمالش بسی کشتی های عمر را به باد فنا داده و کوههای هموم و غمومش بسا پشته ها از کشته ها نهاده و مارهای معاصی مهلکه آن چه بسا اشخاص را به سم خود هلاک کرده و نهنگهای اوصاف مذمومه اش چه کسان را فرو برده و آب محبت تلخ و شورش چه مردمان را کور و چه چشمها را بی نور نموده است .
دختر پاکم : هر که در این در یا غرق شد سر از گریبان نار جحیم بیرون آورده و در عذاب الیم الهی خواهد ماند.
دختر مهربانم: آدم های این دریا نسناس( میمون نما ها) و شناوری ایشان در این دریا به ساحت وسواس است راهزنانش جنود ابلیس و اسلحه جنگشان خدعه و تلبیس است اگر از عمق این دریا بپرسی عرض خواهم کرد که انتها نداردو اگر باور نداری به غواصان این دریا یعنی اهل دنیا از اولین و آخرین نظر فرما و ببین که همگی در آن غرق شده و احدی به قهر آن نرسیده است و اگر بهتر می خواهی بفهمی به حال خراب ما نگاه کن و ببین که هر قدر که داشته باشیم باز زیاده از آن را طالبیم و حرص و طمع ما در جایی توقف نمی کند.
زهرا جانم : این دنیا چگونه مردم را به خاک سیاه نشانده و قلوب ایشان را که برای محبت و معرفت خلق شده طویله اسب و استر نموده .......آری جوارحشان از قاذورات گندیده و دلهایشان آنی خضوع و خشوع ندیده و ذره ای ذوق حلاوت طاعت را نچشیده نه در نهادشان از توبه اثری و نه در اوهام تفکر نحس ایشان از خداوند رحمان خبری.....شب و روز به شمشیر زبان آبروی مردم را پاره می کنند و قلوبشان خالی از فکر و ذکر و مملو از حیله و مکر است..آری برادر جان اینان دست عفل را بسته و دست هوا را گشو ده اند حال آنکه چه زخمها از آن دست ها بر کبد دین رسیده و چه مصیبتها در شرع شریف بر پا شده ......لباس خداییان را کنده و جامه فرنگیان را پوشیده وظایق شرع را متروک و آداب کفر را مسلوک پنداشته اند ....بازار کفر و شرک در بلادشان معمور و آباد و بازار اسلامشام مخروب و بر باد است .
دختر با اخلاص : نه ما را در عاقبت کارمان فکرتی و نه از سیاست های الهیه بر امم گذشته عبرتی قضیه هابیل و قابیل را و قصه فرعون را مزاح پنداشته ایم یادت نرود که پول هم کاساز نیست چرا که زمینی را که قارون را در خودش فرو برد فراموش نبايد نمود.
دختر مهربان: چه گویم از شر آن روز پر آه و سوزی که قلوب خائفین را خوفش گداخته و براستی چگونه گداخته نشود دلهایشان از روزی که زمین آن آتش سوزان و صراطش تیزتر از شمشیر بران است عقلها پران و اشکها ریزان نجومش منتثر و مردمانش چون جراد منتشر هولش عظیم و انبياء در اضطراب و بیمند....اخیار مدهوش و ابرار بی هوشند ..شدائش بسیار و محنتش بی شمار است آفتاب بالای سر و زمین چون کوره آهنگر است بدن ها در عرق و گوشتها و استخوانها در سوز و حرق...........
زهرای گرامی : جهنم دورشان را گرفته و راه فرار برایشان بسته ظالم شرمسار و عادل اشکبار نامه ها پران بر یمین و یسار و مردم در دهشت و انتظار .
دختر عزیزم: یکی از اسامی این روز یوم الحساب است حال گوش کن که از طرفی منادی به خنده و بشارت ندا میدهد ( یا اهل الجنه ارکبو) یعنی ای بهشتیان سوار شوید و از جای دیگر ندا می کند که : ( یا اهل النار اخسئوا) ای دوزخیان اف بر شماو یکی را خلعت می بخشند و دیگری را می کشند طایفه ای سر مست شراب طهور و قومی جگرهایشان قطعه قطعه از زقوم .....مانده ام حیران نمی دانم از قهرش بیان کنم یا از مهرش بگویم اهل قهرش خاکیان و اهل مهرش افلاکیانند حال آنکه من ناپاک کجا و مدح و وصف پاکان کجا امثال ماها باید در تدبیر ترک معصیت باشیم اگر اصل ایمان را محکم کرده باشیم دنیا نه چنان ما را فریب داده و کر و کور کرده استکه امثال این مواعض در قلوب قاسیه ما اثری کند همین قدر می دانم که تکلیف مریض رجوع به طبیب است و اطاع او و تکلیف طبیب معالجه حال نه مریض مطیع و نه طبیب حاذق است ولی اگر مریض مطیع باشد خداوند رحیم او را به طبیب حاذق خواهد سپردو اگر مطیع نباشد سکوت با او اولی است .
دخترم : دعا کن خدا مرا به طبیب حاذق سپرد .

غم مخور، ايّام هجران رو بهپايان مىرود اين خمـــارى از سر ما مــــىگساران مى رود
پــــرده را از روى ماه خويش، بالا مىزند غمزه را سر مىدهد، غم از دل و جان مىرود
بلبل انـــدر شاخسار گل هويدا مىشود زاغ بـــا صـــد شرمســـارى از گلستان مىرود
محفل از نــــور رخ او نورافشان مىشود هر چـــه غيـــر از ذكــر يار، از ياد رندان مىرود
ابرها از نـور خـورشيد رخش پنهان شوند پــــرده از رخســــار آن سرو خـــرامان مىرود
وعده ديــدار نزديك است، ياران مژده باد روز وصلش مـــــى رسد، ايّام هجران مىرود


