تبليغاتX
به دخترم سیده زهرا

تاريخ: پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 ساعت :12:46
کلمات محبت آمیز ، ممکن است ساده و گذرا باشند ، اما باز تابشان ابدی است

عشق را آغاز هست انجام نيست" راستي آيا عشق ابتدا و انتهائي دارد؟ عشق نيروي محركه حيات است، حيات از وجود و هستي است و هستي بينهايت است، پس عشق نمي تواند محدود باشد در نتيجه آغاز و انجامي ندارد.

 

انسان يا هر موجود ديگري همواره عاشق است زيرا هيچگاه اتفاق نمي افتد كه خود را فراموش كند يا

 

نسبت به خود بي محبت شود، همه محبتها و دوستيها ازهمين خويشتن دوستي مايه مي گيرد. خودمان را

 

دوست مي داريم و همه چيز را براي خودمان مي خواهيم حتي خدا را. اين حقيقت به همين دليل در ذائقه جان

 

و خيال آدمي تلخ و ناگوار است.

 

 انسان نمي خواهد بپذيرد كه همه چيز را براي خاطر خودش دوست مي دارد و همواره خود و ديگران را مي

 

فريبد و حاصل اين فريب حس تعاون بقا يا همان حس عشق و محبت و جاذبه است.

 

انسان براي باقي ماندن مجبور است همكاري ديگران را جلب كند و اگر تنها قانون تنازع بقا بر زندگي

 

حكومت كند انسان و همه موجودات از بين مي روند، پس قانون تعاون بقا، انسان را به سوداگري و معامله

 

وادار مي كند. محبتي مي كند كه محبتي ببيند و در ازاي ارائه خدمتي، خدمتي  را به سوي خود جلب مي

 

نمايد.

 

هر دو عالم اگر به عشق دهي                   كافرم گر جوي زيان بيني

 

زيرا هر عملي را عكس العملي است مساوي و مخالف جهت، هر چه كني به خود كني، گر همه نيك و بدكني

 

و اين يك قانون طبيعي و فيزيكي است .

 

هر چه بيشتر در عشق آزمند و طماع و رند و خودپرست باشي، بيشتر بايد فداكاري و ايثار كني با همه وجود

 

معشوق را بخواهي تا او با همه وجود تو را بخواهد. 

 

گفته اند :

 

تاكه از جانب معشوقه نباشد كششي                         كوشش عاشق بيچاره بجائي نرسد

 

 

عشق دانش است . دانش و فرهنگ است توامان و آن كس كه از اين دو بي بهره است تواناي عشق ورزيدن ندارد عشق دلپذير ترين جهان بيني آدمي است آن جهان بيني نجيب و جليل كه از آغاز تاريخ انسان تا كنون جانهاي شيفته بسياري براي بر پاداشتن جهاني شايسته و بايسته ي آن كوشيدند و جان باختند براي :
روزي كه كمترين سرود بوسه است

 

 نمي تواني بلوطي بر فراز تپه اي باشي بوته اي در دامنه اي باش ولي بهترين بوته اي باش كه در كناره راه مي رويد اگر نمي تواني، درخت باشي بوته باش

 اگر نمي تواني بوته اي باشي، علف كوچكي باش چشم انداز كنار شاه راهي را شادمانه تر كن اگر نمي تواني نهنگ باشي، فقط يك ماهي كوچك باش ولي بازيگوش ترين ماهي درياچه همه ما را ناخدا نمي كنند، ملوان هم مي توان بود

 در اين دنيا براي همه ما كاري هست كارهاي بزرگ، كارهاي كمي كوچك و آنچه كه وظيفه ماست، چندان دور از دسترس نيست اگر نمي تواني شاه راه باشي، كوره راه باش اگر نمي تواني خورشيد باشي، ستاره باش با بردن و باختن، اندازه ات نمي گيرند

هر آنچه كه هستي بهترين باش

پرنده و پرواز يكي است و پرنده مادامي كه نپرد پرنده نيست و مادامي كه پرنده اي نپرد ، اتفاق پرواز رخ نمي دهد. 

 

نزدیک ترین نقطه به خدا هیچ جای دوری نیست.نزدیک ترین نقطه به خدانزدیک ترین لحظه به اوست،وقتی  حضورش را درست توی قلبت حس میکنی، آنقدر نزدیک که نفست از شوق التهاب بند می آید.آنقدر هیجان انگیزکه با هیجان هیچ تجربه ای قابل مقایسه نیست.تجربه ای که   باید طعـــمش را چشید.

اغلب درست همان لحظه که گمان می کنی در  برهوت  تنها  ماندی، درست همان جا که دلت سخت می خواهد او با تــــو حرف بزند،همان لـــحظه که آرزو داری دستان پر مهرش را بر سرت بکشد، همان لحظه نورانی که ازشوق این معجزه دلت می خواهد تاآخردنیا از ته دل وبا کل وجودت اشک شوق بریزی وتا آخرین لحظه وجودت بباری.

نزدیک ترین لحظه به خدا می توانددر دل تاریک ترین شب عمرناخواسته تو ویــا در اوج بـــزرگ ترین شــــــــادی دلخواسته تو رخ دهد ,می تواند درست همین  حالا باشد و زیباترین وقتی  که می تواند  پیش بیایدهمان دمی است که برایش هیچ بهانه ای نداری. جایی که دلت برای او تنگ است.

زیبا ترین لحظه ی عمر و هیجان انگیز ترین دم حیات همان لحظه باشکوهی است که با چشم خودت خدا را می بینی.درست همان لحظه که می بینی او با همه عظمت بیکرانش در قلب کوچک تـــــــو جا شده است. همان لحظه که گام گذاشتن او را در دلت حس، و نورانی و متعالی شدن حست را درک می کنی.

آن لحظه که می بینی آنقدر این قلب حقیر ارزشمند شده است که خدا با همه عظمت بیکرانش آن را لایق شمرده و بر گزیده. و تو هنوز متعجب و مبهوتی که این افتخار و سعادت آسمانی چگونه و ازچه رو از آن تو شده است و این را همیشه بـــــه یــــاد داشته باشید...

" هرگاه بادیگرانید خــــــــود را خـــــــط بزن و هرگاه با خــــــــدائید دیگران را "

 

بودن را باور کن و تا زمانی که زنده هستی با عشق زندگی کن.لازمه عشق یک ارتباط عارفانه است پس به نیت قربت آماده شو،وضو بگیر و با تن پوشی از دعا و نیایش در محلی آرام ،دلبستگی دنیوی را قطع کن و به هیچ چیز جز او نیندیش.

شماره بگیر و از ته قلب صدایش کن و او را به بزرگی و یکتا بودن یاد کن. می خواهی آسمان دلت آبی وخورشید،روشنگر زندگی ات باشد.میخواهی زبان گلها را بدانی و راز خلقت را دریابی پس به اوتوکل کن،دست هایت را بالا ببر،وجودت را سرشار از عشق و تمنا کن و به او بگو دوستش داری و فقط او را می ستایی، از او کمک می جویی،بخواه که راه راست را به تو نشان دهد،

خودت را گم کن بگذار هیچ نقشی از تو بر زمین نماند بال هایت را باز کن به سوی معبود حقیقی پرواز کن. از او بخواه گاهی مواقع اختیار را از دست تو گرفته و به جایت تصمیم بگیرد،وقتی او را به بزرگی یاد کردی و در برابرش سر بر سـجـده نهادی،

وقتی صدای ناله هایت به عرش کبریا رفت و قلبت تپید ، قطرات اشک در چشمان زیبایت حلقه زد و گرمی اش را بر گونه هایت حس کردی،آن هنگام که در گفتن ایاک نعبد و ایاک نستعین، دلت شکست و صدایت لرزید،بدان که گوشی را برداشته است و بشارت می دهد بنده به من بگو چه می خواهی تادعایت را اجابت نمایم.

در این لحظه فرشته ها ناظر این همه شکوه و عظمت هستند بدان که اگر به صلاح تو باشد همه چیز به تو عنایت میکند. دوست من دعا کن همیشه با تو در تماس باشد و اگر روزی یادت رفت زنگ بزنی ،تو را بیدار کند و عبادت را در تو بپروراند. هر لحظه منتظر باش تا تو را در مسیر زندگی هدایت کند.تنها سعی کن برای چند لحظه به جز او همه چیز را فراموش کنی

 

 

نوشته شده توسط پدرت سید | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By Soltanbanoo