تبليغاتX
به دخترم سیده زهرا

تاريخ: شنبه بیست و چهارم آذر 1386 ساعت :0:14
از خدا خواستم عادت بد مرا از من بگيرد . فرمود : گرفتن عادت ها کار من نيست تو خود بايد آنها را از خود دور کنی از خدا خواستم به فرزندانم همه چيز عطا کند . فرمود : روح او همه چيز است و جسمش خاکی است وگذرا ازخدا خواستم به من صبرعنايت کند . فرمود : صبر زاييده دردورنج است صبربخشيده نمی شود ،آموخته می شود از خدا خواستم به من خوشبختی عطا کند . فرمود : من به تو برکت می دهم ،خوشبختی برعهده خودت است ازخدا خواستم درد و رنج را از من دور کن . فرمود : درد ورنج ،تو را به من نزديک تر می کند از خدا خواستم روح مرا شکوفا کند . فرمود : تو خود بايداز درونت شکوفا شوی من تنها می توانم شاخ و برگ هایت را هرس کنم تا پر بارتر شوی از خدا خواستم تمامی چیزهايی را که سبب می شوند ،از زندگی لذت ببرم ،به من بدهد . فرمود : من به تو زندگی مي دهم تا بتوانی از همه چيز لذت ببری از خدا خواستم کمکم کند ،همه را دوست بدارم ،به همان اندازه که ديگران مرادوست دارند . فرمودند : بالاخره آنچه را که بايد ،از من خواستی ، برای دنيا شايد تنها يک شخصی باشی ،اما برای من يک نفرشايد يک دنيا باشی
نوشته شده توسط پدرت سید | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By Soltanbanoo