تاريخ: دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 ساعت :17:5
در کابینت آشپرخانه دنبال چیزی می گشتم که بسته شمعی را دیدم. سر بسته را که باز کردم، شش شمع با سرهای آویزان در برابر دیدگان من قرار گرفت؛ سرد، بی جان و خاموش. کمی که بیشتر دقت میکنم، میبینم شمع خاموش، نماد سردی و تاریکی نیز هست. شمع اگر روشن نباشد، اگر نسوزد، اگر داغ نباشد، اگر آتش بر جگر نداشته باشد، نه تنها خاموش است که سردی و تاریکی از آن میتراود.
و همین است مثال جان ما که اگر از عشق روشن نباشد، اگر در آتش فراق نسوزد، اگر چون آهن در کوره افتاده، سرخ نشده باشد، اگر کبریت محبت شعلهورش نکرده باشد، نه تنها خاموش است که فسرده است و دنیایی را افسرده میکند.
هویت شمع به سوختن و روشنایی است و معنای جان انسان، سوختن است در هوای یار
