تبليغاتX
به دخترم سیده زهرا

تاريخ: یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 ساعت :16:53

مدعی عشقی که گاه می گوید: کاش از روز اول معشوق را ندیده بود و گاه با قیافه ای حق به جانب می گوید: اگر می دانست که بر سر راه عشق این همه درد و سوز و هجران است، دل در گروی عشق نمی گذاشت، یا آن که می گوید از سختی عشق به ستوه آمده است و کاش عشق از دل او برود، یا حتی آن که با اندک جفایی از جانب معشوق، دهان به شکوه می گشاید و سخن درشت با معشوق گوید، از جانب من مشتی خاک بر دهان وی بپاشید و او را تاجری بپندارید که در عشق نیز سودا و ضرر محاسبه می کند.

محبوب من!

وفادارتر از تو و عشق تو نخواهم یافت، اما اگر روزی همه جفاهای عالم را یک تنه بر جان و روح و عشقم نیز روا بداری، عشقت را در سینه نگه خواهم داشت و جانم را جز با سوز عشق تو صیقل نخواهم داد.

نگار نازنین من!

بر کدامین کوچه از شهر قلبم نام زیبای تو حک نیست؟ بر کدامین گلبرگ از برگ های جانم یاد تو چون شبنمی ننشسته است؟ کدام لحظه از عمرم را بی تو و خاطرات تو سپری کرده ام؟ و کدام غم و شادی توانسته است مرا لحظه ای از عشق تو بازدارد؟

جانان من!

آخرین رمق های جان من، آخرین ضربان قلب من، آخرین نگاه من، آخرین نفس من، آخرین دم حیات من، با نام تو بر لبان من، یاد تو بر خاطر من، اندیشه تو بر ذهن من و خاطره لبخند تو خواهد بود و این چنین راه عشق می پویم تا آن زمان که خدای هستی ام بخشد.

 

 
نوشته شده توسط پدرت سید | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By Soltanbanoo